حقوق کودک در مخاصمات مسلحانه
بررسی آثار پایدار جنگ بر کودکان در پرتو حقوق مخاصمات مسلحانه
نویسنده:غزال زعفرانی*
*کارشناس ارشد حقوق بین الملل- وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
گفتار اول : معلولیت
مینها
معلولیتهای کودکان اغلب در اثر عدم آگاهی آنان نسبت به آثار و خطرات جنگافزارها ایجاد میشود یکی از اصلیترین و خطرناکترین عاملان نقص عضو کودکان مينها میباشندکه به دو نوع ضد نفر و ضد خودرو (زره) تقسيم ميشود. نوع اول با وزن انسانها و نوع دوم به وزن بيشتري جهت فعال شدن نياز دارند. هر دو نوع مينها بصورت وسيع مورد استفاده بود و بعنوان تهديد سالها بعد از جنگ باقي ميمانند. يك مين زميني برخلاف يك گلوله يا بمب بر عليه يك دشمن خاص و از پيش تعيين شده يا منطقه مشخص بكار نميرود و برعكس بصورت غير قابل تفكيك اشخاص را كه از بدشانسي به آن برخورد كردهاند معيوب كرده و يا از بين ميبرد مينها قادر به تشخيص يك كودك از يك جنگجو نمیباشند و از دستور آتشبس پيروي نميكنند. با وجود هزينههاي بسيار بالاي انساني مينها ، اين سلاح توسط نيروهاي نظامي هنوز بعنوان يك سلاح با ارزش نظامي بالا تلقي ميشود.
بيش از 90 كشور دنيا در سطوح مختلف از مينهاي زميني يا ديگر مهمات منفجر نشده[1] رنج ميبرند [2] بااينحال مينها در سراسر جهان به فروش ميرسند. تجمع مينهاي منفجر نشده بشتر در آسيا و افريقا بوده و كشورهايي كه بيشترين تعداد آنها را در خود جاي دادهاند افغانستان و آنگولا ميباشند.
كودكان بنا به دلايل ذيل بيشترين آسيبپذیري را در قبال اين مينها از حيث مجروحيت و كشته شدن دارند.
1- نزديكي به مركز انفجار از لحاظ كوچك بودن فيزيك بدني و كاهش ضريب نجات بخاطر از دست دادن خون بسيار در صورت انفجار
2- كنجكاوي و تمايل بسيار زياد كودكان به بازي با اشياي ناشناخته
3- كودكان گاهي مجبور به كار جهت تأمين و كمك به مخارج خانوادههاي خود هستند .اعمالي نظير نگهداري از حيوانات ، جمعآوري آشغال ، جمعآوري سوخت ( هيزم ) آوردن آب كه گاهي در محلهاي آلوده به مين صورت ميگيرد.
4- گاهي كودكان با دريافت مبلغ ناچيزي جهت جمعآوري مين براي فروش دوباره بكار گرفته ميشوند بدين ترتيب زندگي كودكان بوسيله آسيبهاي ناگواري كه به دليل قرار گرفتن در معرض مينها ايجاد ميشود ممكن است از بين رود . اشتغال و آينده كودكان و اقتصاد آنها بدليل معلوليتهاي حاصله از انفجار مين آسيب ديده و امكان ادامه تحصيل آنها و برخورداري از آموزش طبيعي از بين ميرود.
نسبت به بسياري از كودكان بويژه دختران سرنوشت ازدواج ، تشكيل خانواده و يك زندگي با ثبات آنها با خطر ميافتد.
اين مشقات و رنجها با آسيبهاي عميق احساسي همراه ميگردد. در حاليكه هماهنگی جهت برخورد با اين معضلات بسيار ناچيز ميباشد، بسياري از كودكان فاقد مراقبتهاي پزشكي طولاني مدت جهت تسكين جراحات خود ميباشند. خارج از شهرهاي بزرگ تعداد كلينيكهاي پزشكي بسيار ناچيز بوده و اين موجب عدم امكان حضور كودكان جهت انجام آزمايشات و معاينات پزشكي ميگردد. بدليل هزينه بسيار توانبخشي و مراقبتهاي پزشكي بويژه پروتز و اندام مصنوعي كه با توجه به رشد جسمي كودكان نياز به تعويض پيدرپي دارد مشكلات اين كودكان افزايش مييابد.
مينها علاوه بر اثرات وسيع به زندگي فردي ، بر اقتصاد كشور به دليل آلودگي زمينها و مزارع كشاورزی و مشكلات اسکان مجدد مردم اثرات جبران ناپذير باقي ميگذارد. در كنار اين امر معلوليت نيروي كار و نياز به كمك موسسات امداد رساني و خيريه و افزايش هزينههاي دولت را بايد در نظر گرفت.
با وجو اين مسائل نيروهاي نظامي اعم از دولتي و غير دولتي همچنان به ايجادمناطق آسوده به مين ادامه مي دهند[3].
الف)ديدگاه حقوق بين الملل
حقوق بين الملل عرفی و حقوق بشردوستانه بينالملل هيچكدام بصورت صريح مينهاي زميني را ممنوع نكردهاند. لكن هریک با توجه به خصوصيت ذاتي موجد آثار وحشتناك و مخرب اين نوع سلاحها (مانند نقص عضو) و اينكه مباحثي چون عدم قدرت تشخيص ميان نظاميان و غيره نظاميان و تداوم آثار مخرب آن بعد از اتمام جنگ استفاده از آن را بر خلاف حقوق بينالملل عام محدود كننده روشهاي جنگ مينمايد.
1- حقوق بينالملل عرفي
بر طبق حقوق بينالملل عرفي استفاده از سلاحهايي كه از خود جراحات غيرضروري و زائد بر جاي ميگذارند ممنوع است. حتي اگر اين اقدام در مقابل نظاميان دشمن صورت گيرد.بر طبق اعلام موسسه بينالمللي ائتلاف براي منع مين هزينه پاكسازي يك منطقه آلوده به مين حدود 300 تا 1000 دلار مي باشد در حاليكه هزينه ايجاد آن بين 3 تا 30 دلار است. همچنين استفاده از هر نوع سلاحي كه تمايزي ميان نظاميان و غيرنظاميان ايجاد نميكند و در تشخيص هدف مشخص ناتوان است، ممنوع میباشد.
2- حقوق بينالملل بشردوستانه
- پروتكل الحاقي اول و دوم كنوانسيونهاي ژنو 1977
پروتكل اول الحاقي مقرر ميكند طرفين مخاصمه در انتخاب روشهاي مخاصمه آزاد نبوده و ميبايست قواعد را رعايت كنند[4]. و صراحتاً استفاده از سلاحهايي كه جراحات غيرضروري ايجاد ميكنند را ممنوع ميكند[5]. طرفين مخاصمه بايد هر زمان تفكيك ميان نظاميان و غير نظاميان را رعايت نمايند[6]. بعلاوه ماده 51 در بند 4 خود استفاده از سلاحها و روشهاي غيرقابل تفكيك را ممنوع ميكند.
در پروتكل الحاقي دوم غيرنظاميان از حمايتهاي تام مشابه آنچه در پروتكل اول آمده است در مورد جنگهاي داخلي در مقابل مينها برخوردار نشدهاند و تنها از آنها در مقابل حمله مستقيم حمايت شده است.
- كنوانسيون سلاحهاي متعارف 1980
در سال 1980 كنوانسيون منع و كاهش استفاده از تعدادي از سلاحهاي متعارفي كه جراحات زائد وارد كرده و يا آثار غيرقابل تفكيك بر جاي ميگذارد به تصويب رسيد. پروتكل دوم كنوانسيون مزبور ( پروتكل منع و كاهش استفاده از مين ، تلههاي انفجاري و مشتقات آن ) بصورت خاص صادرات و استفاده از اين نوع سلاحها در مخاصمات بينالمللي را مطرح و بر ضرورت علامت گذاري و نقشهبرداري از ميادين مين و پاكسازي آنها بعد از مخاصمه تأكيد ميكند. مهم آنكه اين پروتكل در سال 1996 اصلاح شد تا دامنه نفوذ خود را مخاصمه داخلي و تقويت قواعد استفاده و صادرات اين سلاحها، گسترش دهد. كنوانسيون و پروتكل دوم اصلاحي با اين حال در حيطه عمل با موانع بسيار روبرو شد و آثار چنداني بر جاي نگذاشت.
- معاهده اتاوا 1997[7]
كنفرانس بينالمللي به همت كانادا در سال 1996 در شهر اتاوا برگزار شد ، دولتهايي كه از نحوه اجراي معاهده 1980 در خصوص سلاحهاي متعارف رضايت نداشتند را گرد همآورد تا در خصوص ايجاد يك معاهده جديد و اجراي آن با موضوعيت مينهاي ضد نفر بدون استثنا و نقص تصميمگيري كنند. كنفرانس منتج به اعلاميهاي بنام منع جهاني مينهاي ضدنفر گرديد.
در سالهاي بعد كارگروه ، بينالمللي براي منع مينهاي زميني، با همكاري نهادهاي دولتي و منطقهاي ، ملي و سازمانهاي بينالمللي در جهت اجرايي نمودن متن اعلاميه كنفرانس بينالمللي مذكور از طريق قانونگذاري تلاشهايي را صورت داد. اقدامات كار گروه مذكور در عرض يكسال موفقيت آميز بوده و معاهده اتاوا با امضاي 90 كشور نهايي گرديد.از جمله انتقاداتي كه به پروتكل دوم كنوانسيون سلاحهاي متعارف وارد ميشود مربوط به تعريف مينهاي ضدنفر است كه ميگويد:
مين ضد نفر به ميني گفته ميشود كه ابتدائاً بوسيله حضور ، مجاورت و برخورد شخص منفجر شده و ممكن است منجر به ناتواني ،جراحت يا مرگ يك يا چند شخص گردد[8]. عبارت ابتدائاً به دولتها اين اجازه را ميدهد تا به چالش كشيدن اين موضوع كه آنها مينهای زميني را بنا به اهداف مختلف بكار ميگيرند از تعهدات خود بگريزند. جالب توجه اينكه معاهده اتاوا با برداشتن عبارت ابتدائاً منع استفاده از اين سلاحها را تقويت كرد.
اين معاهده يك دستاورد برجسته تلقي ميشود زيرا براي اولين بار از طريق حقوق بشردوستانه بينالمللي توانست يك سلاحي كه در عرصه بينالمللي مورد استفاده وسيع است محدود سازد.گزارشات نشان ميدهد بالغ بر 34 ميليون مين ضدنفر توسط 61 كشور جهان نابود شده است هر چند اين مورد مثل يك كوه يخ است كه نصف بيشتر آن در زير آب است. زيرا بيش از 230 ميليون مين ضدنفر در انبارهاي حدود 94 كشور ذخيره شده است[9].
بمبهاي خوشهاي
سلاح ديگري كه در زندگي شهروندان عادي اثرات ويرانگر بر جاي ميگذارد بمبهاي خوشهاي ميباشند. بمبهاي خوشهاي جنگافزاری بزرگ است كه از خود صدها بمب يا جسم منفجره رها ميكند. اين بمب ها از طريق ، موشك و توپخانه پرتاب ميشوند. بمبهاي خوشهاي از نظر كاركرد نظامي بسيار حائز اهميت ميباشند زيرا قادر به تخريب در سطح وسيع ميباشند. بمبهاي خوشهاي متفاوت از مينهاي زمين ميباشند زيرا آنها به محض تماس يا به فاصله كوتاهي بعد از تماس منفجر ميشوند با اينحال بمبهاي خوشهاي سلاحهاي نچندان دقيق بوده و متمايل به انحراف گرفتن از هدف اصلي خود ميباشند. درصد بسياري (%30-5) از بمبهاي خوشهاي منفجر نشده روي زمين باقي ميمانند. اين سلاحهاي منفجر نشده خطرات بسياري براي شهروندان دارد و از اين نظر همانند مينهاي ضد نفر ميباشد و تمام آثار تخريبي اعم از معلوليت ، مجروحيت ، كشتار و اثار اقتصادي مينها در مورد بمبها خوشهاي نيز يكسان است. كودكان از آسيبپذيري خاصي در مقابل بمبهاي خوشهاي برخوردار هستند.
گزارش نشريه ديدهبان حقوق بشر منتشره در سال 2002 به آثار بمبهاي خوشهاي در افغانستان پرداخته و اعلام كرد بالغ بر 1200 بمب خوشهاي رها شده در اين كشور از خود 250000 خوشه انفجاري بر جاي گذارده است كه برآورد ميشود 12400 مورد آن منفجر نشدهاند. اين بمبهاي منفجر نشده آثار مخرب بسيار در پي خواهد داشت كه بر طبق قرائن 70% آنرا كودكان تشكيل خواهند داد.
1- حقوق بينالملل
هنوز هيچ معاهده بينالمللي در خصوص استفاده و تجارت بمبهاي خوشهاي بصورت خاص ايجاد نشده است. با اينحال حقوق عرفي و اصول حقوق بشردوستانه بينالمللي حاكم بر مينهاي زميني بر بمبهاي خوشهاي نيز قابل اعمال است. در خصوص اينكه استفاده از بمبهاي خوشهاي چگونه حقوق بشردوستانه بينالمللي را مخدوش ميكند ديدبان حقوقبشر مباحثي را مطرح كرده است [10] بر طبق پروتكل الحاقي اول ( 1977) هميشه ميبايست تفكيك ميان غيرنظاميان و اهداف نظامي رعايت شود[11]. حملهاي كه اين ويژگي ( اصل تفكيك) را رعايت نكند ممنوع مي باشد. حملات تفكيك نشده بصورت خاص داراي ويژگي هاي ذيل است.
· بر عليه يك موضوع خاص نظامي هدف گيري نشده است.
· روش و ابزار بكار گرفته شده در حمله قابليت هدايت عليه يك موضوع خاص نظامي نداشته يا آثار آن محدود نميباشد.
· حمله مزبور موضوع خاص نظامي را هدف گرفته در حالي كه آن سوژه در منطقه مسكوني پرجمعيت قرار گرفته است.
· امكان از بين رفتن تصادفي زندگي غيرنظاميان بيش از دستاورد نظامي مورد انتظار است[12] ( رعايت اصل تناسب ) .
در حاليكه بمبهاي خوشهاي در اصل قابل كنترل جهت رعايت تفكيك ميباشند ، نحوه استفاده از آن در حملات موجب غيرقابل تفكيك شدن آن ميگردد. بمبهاي خوشهاي قادر به هدفگيري دقيق نميباشند در حقيقت مزيت نظامي آن در اين است كه قادر به حمله به اهداف سيار و با وسعت بسيار ميباشد در حالي كه اين سلاح نسبت به حيات جمعيت غيرنظامي در مناطق خالي از سكنه تهديدي به حساب نميآيد در مورد نواحي نزديك محل سكونت غيرنظاميان تهديدي جدي تلقي ميشود.
در نتيجه استفاده از بمبهاي خوشهاي در مناطق مسكوني پر جمعيت به عنوان مثال شهرها و شهركها و روستاها بر خلاف اصل تناسب مي باشد كه هميشه نيروهاي نظامي ميبايست نسبت به آن توجه داشته باشند و در به كارگيري روشها و ابزارهاي حمله در نظر داشته باشند.
به علاوه به خاصر ضريب بالاي اشتباره بمبهاي خوشهاي كه در صورت عدم انفجار موقع جمله تبديل به مينهاي زميني ميشود اينگونه برداشت ميگردد كه از استفاده از بمبهای خوشهاي محدود نبوده زيرا در حالي كه ميزان تلفات غيرنظامي ميبايست به حداقل برسد، ريسك تلفات غيرنظامي به مدت زمان طولاني همچنان در حد بالايي باقي ميماند. همچنين اعلام شده است كه تهديد مداوم جمعيت غيرنظامي ميبايستي بخشي از موضوع رعايت قاعدهي تناسب باشد.
پروتكل دوم الحاقي به كنوانسيونهاي ژنو (1977) در مورد استفاده از بمبهاي خوشهاي به مانند مينهاي زميني در مخاصمات مسلحانه داخلي حمايت خاصي را صورت نميدهد.
روند منع مينهاي زميني قابل تطابق با ميزان تخريب بمبهاي خوشهاي نميباشد. اقدام مهم كه صورت گرفته است توافق دولتهاي براي مذاكره جهت يافتن راه حل در مورد ادوات منفجره باقي مانده بعد از جنگ مانند مسئوليت پاكسازي و اطلاع رساني در مورد آنها ميباشد.
اقدامات ممكن است شامل قواعدي راجع به اقدامات بازدارنده جهت اعتماد سازي باشد ، هر دو نوع مخاصمات بينالمللي و داخلي دراين حيطه قرار ميگيرد.
مينهاي زميني و بمبهاي خوشهاي در پرتو حقوق بينالملل
2- حقوق بينالملل عرفي
بر طبق حقوق بينالملل عرفي استفاده از سلاحهاي ذيل ممنوع اعلام شده است؛
· منجر به جراحات سنگين و غيرضروري ميگردد.
· قادر به تفكيك ميان نظاميان و غيرنظاميان نباشد.
حقوق بينالملل بشردوستانه محدود كننده روشها و ابزارهاي جنگي
- پروتكل الحاقي اول 1977 – مخاصمات مسلحانه بينالمللي
· ماده 35- روشها و ابزار جنگي
1- حقوق طرفهاي مخاصمه در انتخاب شيوهها و وسايل جنگي در هيچ مخاصمهاي محدود نيست.
2- بكار بردن سلاحها، پرتاب شوندهها و مواد و شيوههاي جنگي از نوعي كه منجر به صدمات بيش از حد و رنج غيرضروري شود ممنوع است
· ماده 48
به منظور تضمين اقدام و حمايت نسبت به سكنه غيرنظامي و اموال غيرنظامي طرفهاي مخاصمه، بايد همواره ميان سكنه غيرنظامي و جنگجويان و نيز بين اموال شهروندان و اهداف نظامي تمايز قائل شوند.
· ماده (4) 51- حملات تفكيك نشده ( كوركورانه)
حملات تفكيك نشده ممنوع ميباشد .اين حملات شامل موارد ذيل است.
A) حملاتي كه عليه اهداف نظامي هدفگيري نشده باشند.
B) حملاتي كه ابزار بكار رفته و روشهاي آن قادر به هدايت به سوي هدف نظامي خاصي نباشد.
c) حملاتي كه آثار بكار رفته و روشهاي آن قادر به محدود شدن به مواد خاصي بر طبق اين پروتكل نبوده و به غيرنظاميان سرايت ميكند.
و در نتيجه در هر يك از اين قبيل موارد . اين حملات از نوعي است كه اهداف نظامي و افراد يا اموال غيرنظامي را بدون تفكيك مورد اصابت قرار ميدهد.
· ماده (5) 51 – حملات تفكيك نشده ( كوركورانه)
در كنار ساير موارد انواع حملات ذيل بعنوان حملات كوركورانه و تفكيك نشده تلقي ميشود.
A) حمله از طريق بمباران با هر روش و وسيلهایكه يك يا چند هدف نظامي كه در ميان مناطق مسكوني قرار گرفتهاند، هدف قرار دهد و آنها را يك هدف نظامي واحد قلمداد ميكند.
B) حملهاي كه احتمال ميرود بصورت اتفاقي موجب صدمه جاني و مالي به غيرنظاميان ميگردد كه از نظر نظامي هيچ تناسب ميان مزيتهاي نظامي و خسارات وارده نتوان قائل شد.
ديدگاه پروتكل الحاقي دوم 1977 – مخاصمات مسلحانه غيربينالمللي
پس از بررسي و واكاوي ميتوان گفت اين پروتكل قاعدهاي عليه مينهاي زميني و بمبهاي خوشهاي بدست نميدهد.
مينهاي زميني
- ديدگاه پروتكل اصلاحي در خصوص ممنوعين و محدوديت استفاه از مينهاي و تلههاي انفجاري و مشتقات آنها ( پروتكل اصلاحي دوم 1996) الحاقي به كنوانسيون ممنوعيت و محدوديت استفاده از برخي سلاحهاي متعارف كه آثار زيانباري و بيش از حد و غير قابل تفكيك دارند (1980) .
· ماده 2 بند 3 تعريف مينهاي ضد نفر
مين به معناي هر گونه مهاماتي است كه بهگونهاي طراحي شده تا در صورت حضور، مجاورت و يا تماس شخص منفجر شده و علاوه بر شخص مزبور موجب كشته يا مجروح شدن اشخاص ديگري نيز ميشود.
اين كنوانسيون:
1. بصورت اختصاصي استفاده و خريد و فروش همه مينهاي زميني شامل مينهاي ضد نفر را نه ممنوع بلكه محدود ميكند.
2. قواعد نشانهگذاري و نقشه برداري از ميادين مين و پاكسازي آنها بعد از پايان جنگ را مشخص ميكند.
- ديدگاه كنوانسيون منع استفاده ، انباشت ، توليد ، خريد و فروش مين هاي ضد نفر و انهدام آنها ( معاهده اتاوا 1997) .
· ماده 2 – تعريف مين ضد نفر
مينهاي ضد نفر به معني آندسته از مينهايي است كه طراحي آنها بگونه ايست كه با حضور ، مجاورت و تماس شخص منفجر شده و علاوه بر وي ممكن است موجب ناتواني ، جراحت يا مرگ اشخاص ديگر نيز بشود.
ماده 1 تعهدات كلي اعضا
A) از مينهاي ضد نفر استفاه نكند.
B) در توسعه ، توليد ، تحصيل ، انباشت ،نگهداري يا انتقال به ديگري بصورت مستقيم و يا غير مستقيم مينهاي ضد نفر مشاركت نكند.
2- هر دولت عضود تعهد به نابودي اطمينان به از بين بردن مينهاي ضد نفر بر طبق مقررات اين كنوانسيون مينمايد.
دولتهاي عضو همچنين ميبايست:
· ذخاير مين خود را در طول 4 سال از بين برند ( ماده 4)
· ميدانهاي مين را در طول 10 سال از بين برند ( ماده 5)
· مجروحان مين ها را مساعدت نمايند.( ماده6)
سلاحهاي كوچك و سبك
سلاحهاي كوچك شامل هفت تير ، تپانچه ، تفنگهاي نيمه خودكار ، تفنگهاي تهاجمي و تفنگهاي خود كار سبك ميگردد.
سلاحهاي سبك شامل تفنگهاي خودكار سنگين ، خمپاره اندازها، نارنجك اندازها، توپهاي قابل حمل ضد هواپيما وضد تانك و موشك اندازهاي قابل حمل ميگردد[13].
سلاحهاي سبك جنگي افزارهايي هستند كه در جنگهاي داخلي بخاطر سهولت تهيه ، ارزان قيمت بودن ، سهولت حمل و نقل ، ساختار نگهداري و استفاده و تجارت آنها به سرعت توسط توليد كنندگان آنها رشد داده شدهاند.
در سال 2000 تجارت قانوني اين نوع سلاح حداقل 6-4 ميليارد دلار برآورد شده است و تجارت غيرقانوني آن نيز بالغ بر 1 ميليارد دلار برآورد ميشود. اين بخش تجارت غيرقانوني نقش مهمي در ايجاد و درگيري و تشديد آن در نقاط مختلف دنيا دارد. سلاحهاي غيرقانوني بصورت قانوني توليد شدهاند لكن در نهايت در بازار سياه و بصورت غيرقانوني به فروش رسيدهاند. و اكثراً دولتها نظارت كافي در فروش آنها به عمل نياوردهاند.
توسعه سلاحهاي سبک و كوچك موجب تداوم درگيرها ، تشديد خشونتها ، آوارگي بيشتر غيرنظاميان ، اختلال در تدارك غذا، سوخت ، آب و كمكهاي بشردوستانه را به خطر مياندازد. دسترس وسيع به سلاحهاي سبك ارتباط مستقيمي با افزايش تأسف بار قرباني شدن زنان و كودكان و همينطور افزايش تعداد كودك سرباز گرديده است. سلاحهایي كه بعد از جنگ در منطقه جنگي رها نميشوند آثار خود را به شكل جرايم خشونت بار و خشونتهاي سازمان يافته بر جاي ميگذارند.
ديدگاه حقوق بينالملل و رشد و توسعه آن
توسعه حقوق بينالملل در زمينه سلاحهاي كسب بسيار محدود بوده و بر خلاف سلاحهاي شيميايي ، ميكروبي و هستهاي ، رژيم جهاني عدم توسعهاي در اين زمينه وجود ندارد .با اين حال تأكيد و پذيرش فشار جهت كاهش سلاحهاي سبك يكي از نكات كليدي روند جلوگيري از بروز مخاصمات است و در اين زمينه ابتكاراتي نيز صورت گرفته است.
از اواسط دهه 1990 مجمع عمومي ملل متحد مسئله برخورد با سلاحهاي كوچك و سبك را در عرصه بينالمللي بصورت جدي با هدف از بين بردن چرخه بدبختي كه نتيجه قاچاق غير قانوني سلاحهاي كسب و كوچك ايجاد كرده بود، آغاز كرد.
در اين زمينه ملل متحد خواستار جمعآوري و نابودي سلاحهاي مورد استفاده در جنگهاي سابق بعنوان يكي از اقدامات در جهت حفظ صلح گرديد.
در جولاي 2001 مسئله سلاحهاي كوچك و سبک بصورت جدي تحت كنفرانس راجع به تجارت غيرقانوني اين نوع سلاحها بررسي گرديد كشورهاي شركت كننده يك برنامه كاري كه در آن اقدامات وسيع سياسي در زمينههاي ملي ، منطقهاي و جهاني جهت جلوگيري ، مبارزه و ريشه كن نمودن تجارت غيرقانوني سلاحهاي كوچك و سبك پيشبیني شده بود، تصويب كردند در اين زمينه همكاري كشورها و كمك به كشورهاي آسيب ديده نيز پيشبيني شد. كنفرانس ديگري به سال 2006 در جهت پيگيري اين مصوبات و اهداف آن برگزار گرديد.
ب: بی خانمانی
گفتیم در طي دهه گذشته تخمين زده ميشود كه حدود 2 ميليون كودك طي شرايط جنگي كشته و بالغ بر 6 ميليون بصورت جدي زخمي و يا معلول و 20 ميليون كودك بيخانمان شدهاند و اين كودكان آواره گاهي مجبور به ترك كشور خود و پناه بردن به كشورهاي مجاور مي گردند. ماده 78 پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو به مسئله تخليه كودكان از مناطق ويران شده از جنگ به شرط وجود دلايل اضطرار اين امر اشاره ميكند. اين امر به خاطر جلوگيري از خطر جابجايي به منظور پاكسازي قومي و جابجاييهاي غيرضروري كودكان همانند آنچه در جنگ دوم جهاني شاهد آن بوديم ، صورت ميگيرد. پيش از هر گونه جابجايي ملاحظات سرپرستي همانند يافتن والدين كودكان به شرط دسترسي به آنها صورت گيرد[14]. و تلاش شود تا ارتباط والدين و كودكان بعد از رفع خطر مجدداً برقرار شود[15]. و بعلاوه آموزش كودكان از سر گرفته شود. كنوانسيون چهارم ژنو 1949 در مورد حمايت از غيرنظاميان در زمان جنگ در بخش مواد مرتبط با حمايت از كودكان بصورت كلي اشعار میدارد:
- دولتهاي عضو كنوانسيون مجاز به ايجاد بيمارستان و مناطق امن جهت حمايت از افراد زير 15 سال از تأثيرات جنگ است[16].
- دولتهاي عضو كوشش خواهند كرد تا كودكان را از مناطق محاصره شده و بسته شده ، از طريق انعقاد موافقتنامه خارج نمايند[17].
- دولتها عضو تعهدي مینمايند تا اجازه عبور آزاد محموله هاي آذوغه هاي اساسي ، لباسهاي مورد نياز كودكان زير 15 سال را فراهم كنند[18].
- دولتهاي عضو تمام تلاش خود را بكار خواهند بست تا اطمينان از رسيدن كمكهاي مناسب اجتماعي از جمله آموزشي به كودكان بيسرپرست و يتيم كه در نتيجه جنگ با مشكلاتي اينچنين مواجه شدهاند، حاصل گرديده ممكن است دولتهاي بي طرف نگهداري كودكان را در طي جنگ بپذيرند. بعلاوه به كودكان زير 12 سال ميبايست نشانهاي تشخيص هويت داده شود[19].
موارد مرتبط با حمايت از كودكان بيگانه در داخل خاك يكي از طرفين مخاصمه
بند5 ماده 38 "كليه كودكان زير 15 سال كه در داخل خاك يك طرف بيگانه باشند ميبايست از كليه حقوق و رفتار همسان با اتباع آن كشور بهرهمند گردند"[20].نبود سرپناه برای کودکان خطرات بیشماری را نسبت به آنها ایجاد م کند که ممکن است حتی جان آنها را تهدید نماید .
ج:از دست دادن والدین
از جمله مشکلات ویرانگر در خصوص کودکان از دست دادن حمایت و سرپرستی والدینشان است. این افراد به شیوههای مختلف از والدینشان جدا میافتند لکن مسئله اصلی همان عدم دسترسی به امدادهای والدین در مواقع لزوم میباشد. هيچيك از طرفين مخاصمه نميتواند بغير از مورد اتباع نسبت به بيگانگان در مورد تخليه آنها تصميمگيري كند. مگر در موارد اضطراري پزشكي و سلامت كودكان و يا اينكه در سرزمين اشغالي سلامت آنها چنين اقتضا نمايد. در صورتي كه والدين يا سرپرستان كودكان يافت شوند رضايت كتبي آنها ميبايست اتخاذ شود. در غير اين صورت و يافت نشدن والدين و سرپرستان رضايت كتبي اشخاص كه طبق قانون يا عرف در درجه اول مسئوليت نگهداري آنان را دارند ، هر انتقالي از اين نوع بايد تحت نظارت دولت حامي و با توافق طرفهاي زيربط يعني طرفي كه انتقال را ترتيب ميدهد، طرفي كه كودكان را ميپذيرد و هر طرفي كه اتباع آن انتقال داده مي شود لازم است. در هر مورد، كليه طرفهاي مخاصمه همه گونه احتياطات عملي را براي جلوگيري از به خطر افتادن انتقال به عمل خواهد آورد.
هرگاه انتقال بر طبق بند 1 صورت گيرد و تداركات لازم براي تحصيل هر كودك از جمله آموزش مذهبي و اخلاقي وي طبق خواست والدينش در مدتي كه از وطن خود دور است و با حداكثر استمرار ممكن به عمل خواهد آمد . به منظور تسهيل بازگشت كودكانيكه به موجب اين ماده انتقال داده شدهاند نزد خانوادهها و كشور خود ، مقامات طرف ترتيب دهنده انتقال و در صورت اقتضاء مقامات كشور پذيرنده براي هر كودك كارت عكسداري تهيه خواهد كرد و براي دفتر مركزي رديابي كميته بينالمللي صليب سرخ ارسال خواهند داشت. هر كارت در صورت امكان و در صورتي كه خطر يا صدمهاي متوجه كودك نگردد ، داراي اطلاعات مشخص جهت شناسايي خواهد بود.
1- پروتكل دوم 1977 ژنو الحاقي به كنوانسيونهاي 1949 ژنو مربوط به حمايت از قربانيان مخاصمات غيربينالمللي
ماده 4 بند اين پروتكل ضمانت هاي بنيادين مي گويد.
كودكان بايد تحت مراقبت و كمكهايي كه براي آنها لازم است بويژه موارد ذيل قرار گيرند:
الف) آنها بايد تحت تعليم و تربيت مشتمل بر تعليم و تربيت مذهبي و اخلاقي به صورتيكه والدين آنها آرزو داشتهاند و در صورت فقدان والدين آنها چنانكه سرپرستان آنه مطلوب بدانند قرار گيرند.
ب ) همه مراحل متناسب براي تسهيل پيوستن خانوادههايي كه موقتاً از هم جدا شدهاند بايد معمول گردد.
ج) كودكاني كه به سن 15 سال نرسيدهاند ميبايستي به استخدام نيروهاي مسلح در آيند و نه ميبايست در منازعات مشاركت كنند.
د) حمايت ويژهاي كه به موجب اين ماده براي اطفال زير 15 در نظر گرفته شده بايد حتي در صورتي كه آنها در جنگ شركت مستقيم نموده و اسير شدهاند باقي بماند .
هـ) اگر ضرورت داشته باشد اقداماتي به عمل خواهد آمد و تا آنجا كه ممكن است با رضايت والدين يا اشخاصي كه بموجب قانون يا عرف اصولاً مراقبت از اطفال هستند ، اطفال به طور موقت از منطقه جنگي به مناطق امنتر در داخل كشور انتقال يافته و تضمين شود كه آنها توسط افرادي كه مسئول حفظ سلامتي و تندرستي آنها هستند همراهي شوند.
د: بزهکاری
شاید در نگاه اول به نظر برسد که مسائل مربوط به جرم،جنایت، نقض قواعد در جنگ ویژه جنایتکاران جنگی و بویژه فرماندهان رده بالای صادر کننده دستورات غیرقانونی است ، اما بعد از اندکی تامل درمییابیم بسیاری از جرایم جنگی توسط افراد کم سن و سال بویژه افراد زیر18 سال که از دیدگاه حقوق بینالملل کودک تلقی میشوند ارتکاب میگردد. در سوی دیگر خارج از صحنه مستقیم جنگ کودکان تحت تاثیر بلایای بیشمار جنگ و بدلیل بحرانهای اجتماعی ممکن است به افرادی بزهکار تبدیل گردند. کنواسیون چهارم ژنو در ماده24 خود میگوید" دولتهاي عضو تمام تلاش خود را بكار خواهند بست تا اطمينان از رسيدن كمكهاي مناسب اجتماعي از جمله آموزشي به كودكان بيسرپرست و يتيم كه در نتيجه جنگ با مشكلاتي اينچنين مواجه شدهاند، حاصل گرديده ممكن است دولتهاي بيطرف نگهداري كودكان را در طي جنگ بپذيرند. بعلاوه به كودكان زير 12 سال ميبايست نشانهاي تشخيص هويت داده شود."[21]
موارد مرتبط با حمايت از كودكان بيگانه در داخل خاك يكي از طرفين مخاصمه
- كليه كودكان زير 15 سال كه در داخل خاك يك طرف بيگانه باشند ميبايست از كليه حقوق و رفتار همسان با اتباع آن كشور بهرهمند گردند[22].
موارد مرتبط با حمايت از كودكان در داخل سرزمين اشغالي
- قدرتهاي اشغالگر متعهد به تسهيل زمينه فعاليت كليه موسسات فعال در زمينه مراقبت و آموزش كودكان هستند.
- افراد زير 18 سال را نمي توان مجبور به كار كردن نمود[23].
- مجازات مرگ براي افرادي كه حين ارتكاب جرم زير 18 سال بودهاند نميتواند توسط دولت اشغالگر تعيين گردد[24].
- رفتارهاي متناسب در مورد كودكاني كه مرتكب جرم ميشوند و يا متهم ميگردند ميبايست اتخاذ گردد[25].
پروتكل اول 1977 الحاقي به كنوانسيونهاي ژنو مصوب 12، آگوست 1949 و مربوط به حمايت از قربانيان مخاصمات مسلحانه بينالمللي در بندهای 3،4،5 ماده77 می گوید:
- اگر در يك حالت خاص با وجود قواعد پاراگراف 2 كودكاني كه هنوز به 15 سال نرسيده اند بصورت مستقيم در درگيري شركت كردند و در جنگ نيروهاي مخالف گرفتار شدند، ميبايست از كليه حقوق خاص بر طبق اين ماده بهرهمند شوند هر چند بعنوان اسير جنگي (POW) تلقي نشوند.
- در صورتي كه كودكان به هر عنوان دستيگر ، زنداني يا بازداشت شوند ميبايست در محلي جداي از بزرگسالان نگهداري شوند مگر اينكه به همراه خانواده همانند آنچه كه در بند 3 ماده 75 گفته شده سپري نمايند.
- مجازات مرگ نميتواند در مورد افرادي كه هنگام ارتكاب جرم مرتبط با مخاصمات مسلحانه زير 18 سال بوده اند اعمال گردد.
1- پروتكل اول 1977 الحاقي به كنوانسيون هاي ژنو مصوب 12، آگوست 1949 و مربوط به حمايت از قربانيان مخاصمات مسلحانه بين المللي
- ماده 77- حمايت از كودكان
در صورتي كه كودكان به هر عنوان دستيگر ، زنداني يا بازداشت شوند ميبايست در محلي جداي از بزرگسالان نگهداري شوند مگر اينكه به همراه خانواده همانند آنچه كه در بند 3 ماده 75 گفته شده سپري نمايند.
2- پروتكل دوم 1977 ژنو الحاقي به كنوانسيونهاي 1949 ژنو مربوط به حمايت از قربانيان مخاصمات غيربينالمللي
ماده 6 بند 4 راجع به تعقيبهاي كيفري اعلام ميكند.
مجازات اعدام نبايد نسبت به اشخاصي كه در زمان ارتكاب جرم كمتر از 18 سال دارند و زنان باردار و مادران آنها اعمال گردد.
كودكان بدليل عدم آگاهي كامل به حقوق خود و يك و به امور بسيار آسان تحت تلسط قرار ميگيرند و به راحتي مي توان آنها را تبديل به سربازان بيرحم و خونريز نمود. كودكان بسيار راحتتر به استخدام نيروهاي نظامي درميآيند و به آساني مخاصمه را ترك نكرده و تمايلي به اين كار از خود نشان نميدهند. لازم به ذكر است برخي فرماندهان نظر مخالف داشته و آنها را بدليل اشتباهات مكرر و رفتار غير اصولي شايسته توبيخ پيدرپي ميدانند[26].
گاهي كودكاني كه از گروه نژادي و مذهبي و يا قومي خاصي هستند به نظر به عنوان وسيلهاي جهت ايجاد مانع، رعب و وحشت و نابودي آن گروه بكار گرفته ميشوند. این امر بویژه در جنگهای صورت گرفته در آفریقا بوضوح مشاهده میگردد. تلاش جهت کنترل آثار موجد بزهکاری کودکان در مخاصمات مسلحانه از دیگر اهداف حقوق بشردوستانه بویژه در سالهای اخیر بوده است.
گفتار دوم
راهکارهای اصلاح آثار پایدار جنگ بر کودکان
الف: توانبخشی و بازپروری
بهنگام اختتام مخاصمه ، دولتها ممكن است با صدها یا هزاران كودك مواجه شوند كه اين كودكان نيازمند رسيدگيهاي روحي رواني و فيزيكي ميباشند. بازپروري و اسكان مجدد آنان نيازمند كمكهاي ويژه مالي و در طي دوره زماني مناسب ميباشد. برنامههاي خلع سلاح ، صلح سازي و اسكان مجدد((DDR[27] شهروندان در كشورهاي مختلف در جهت بازگشت مجدد جنگجويان به زندگي عادي قبل از وقوع جنگ صورت ميگیرد لكن اين برنامهها معمولاً شامل كودك سربازها بدليل انكار وجود اين افراد از سوي كشورها نميگردد. در حاليكه كودكان خارج از اين برنامههاي مساعدت قرار ميگيرند امكان شناسايي آنها وجود نداشته و مساعدتهاي جانبي نيز شروع نميگردد. زماني كه برنامههاي مزبور شامل كودكان ميگردد، باز پروري آنان بدليل خصومتهاي اجتماعي و خشونتهايي عليه كودك سربازان قديم مختل ميگردد با اينحال هر قدر كه كينهورزيها كمتر باشد جامعه در مساعدت و بازپروري مجدد كودك موفقتر خواهد بود. پيدا كردن خانه و كاشانه براي كودكان كه والدين خود را گم كردهاند و يا از دست داده اند بسيار سخت و مشكل بوده و گاهي حتي خانواده ها از پذيرش كودكاني كه عليه جامعه خود مرتكب جنايت گرديدهاند در خانوادههايشان پذيرفته ميشوند. زماني كه جنگ هنوز ادامه دارد ممكن است بازگشت برنامههاي حمايتي زماني موفق خواهد بود كه بتواند كودكان بصورت تدريجي بازپروري نمايد كه ممكن است از طريق مدرسه ، فعاليتهاي ورزشي و سرگرمي ، مهارتها كاريابي و اقدامات حمايتي ديگر به كمك آنها شتافت . نماينده ويژه مسئول امور كودكان در مخاصمات مسلحانه توجه فرهنگي به بازپروري كودكان را مورد تأكيد فراوان قرار داده است.
در صورت عدم توجه به مسائل كودك سربازان سابق جامعه با مشكلات عديده بعدي از جمله بزهكاري اطفال و نوجوانان و جمعيت بزهكار و فاقد آموزشهاي ضروري اجتماعي و مهارتي مواجه خواهد بود. بنابراين جنگجويان با خطرات عديدهاي مواجه میگردند. كودكان در طول جنگ طرز استفاده از اسلحه را ياد ميگيرند و رفتهرفته قصاوت و خشنونت برايشان امري عادي جلوه ميكند . مسلماً كودكاني كه از نيروهاي نظامي منفك ميشوند و هيچگونه كمك و پشتيباني در اختيار آنها از تجربيات و مهارتهاي كه در طول جنگ آموختهاند براي محافظت از خود بكار خواهند بست كه اين مطلب در قالب تبديل شدن به جنايتكار جلوه خواهد كرد.
- حقوق بين الملل و توانبخشي كودك سربازان
نياز به توانبخشي و بازپروري كودكان از طرف حقوق بينالمللي تنها در سالهاي اخير مورد توجه قرار گرفته است. اين در حاليست كه كنوانسيون حقوق كودك دولتهاي عضو را موظف به انجام اقدامات مزبور نموده و تا سال 2000 و زمان تصويب پروتكل الحاقي بعنوان سندي كه دولتها را موظف به خارج كردن كودكاني از نيروهاي نظامي و بازپروري آنها نموده ، تنها سند در اين زمينه قلمداد مي گرديد. به منظور جبران نقايص و اقدام در جهت رسيدن به اين اهداف ، پروتكل الحاقي دولتهاي عضو را موظف به انجام حمايتهاي مالي و فني نموده است.
دبيركل سازمان ملل در فوريه 2000 گزارش تحت عنوان نقش صلحسازي سازمان در خلع سلاح، انفكاك نيروها و بازگشت اوضاع به حالت عادي انتشار داد. در اين گزارش اظهار شد، در مواقع لزوم جايگاه كودكان بر مخاصمات مسلحانه از طريق گفتگوهاي صلح مشخص گرديده و منافع كودكان مي بايست در اين زمينه صراحتاً در برنامههاي خلع سلاح ، بازگشت نيروها و ادغام آنها مورد توجه قرار گيرد. در حاليكه اقدامات DDR از نظر زماني تقريباً در اواخر جنگ و جهت تسهيل شرايط اختتام جنگ به وقوع ميپيوندد، تلاش دارد تا كمكهاي سنجيده و موثر انجام دهند و از بكارگيري و سوء استفاده از كودكان زير 18 سال در جنگ جلوگيري كند.
در سالهاي اخير قطعنامه هايي نظير 1460 از كليه دول عضو ملل متحد و سازمانهاي بينالمللي خواسته است تا در طي اقدامات خود در زمينه صلح و آتش بس از اجراي DDR نسبت به كودك سربازان سابق اطمينان حاصل نمايند. اين قطعنامهها بر اهميت نيازهاي كودكان بويژه دختران تأكيد فراوان داشتهاند[28].
ب: کاریابی
در اغلب موارد کشورهای درگیر در مخاصمات با توجه به اختلال در سیستم اقتصادی و اجتماعی قادر به آمادهسازی افراد جامعه به ویژه کودکان برای ورود به اجتماع و نیز پذیرش نقشهای مناسب علیالخصوص در بخش اشتغال نمیباشند.
پر واضح است کودکانی که تحت تاثیر جنگ والدین خود را از دست داده، از آنها دور افتاده، ویا به هر علت دیگر نتوانستهاند درطی جنگ آماده ورود به بازار کار گردند؛ بعد از پایان درگیریها جهت امرار معاش خود میبایست صاحب مشاغل آبرومندانه و سالم گردند در غیر اینصورت که اغلب موارد نیز چنین است بحرانهای شدید اجتماعی سالهای بعد از جنگ گریبان جوامع را خواهد گرفت. آنچه از حیث حقوقی در عرصه بینالمللی در ارتباط با مسئله کودک وکار مورد توجه قرار گرفته است بیشتر حول محور منع اشتغال کودک و کودکان کار بوده است آمارهای سازمان بینالمللی کار95،از جمله هشدار سال 1995 مبنی بر اشتغال یک کودک از هر چهار کودک بین 5 تا 15 سال و هشدار 2000 که نشان می داد این آمار به یک کودک از پنج کودک رسیده است وتقسیم کار کودک به سه دسته کارهای غیر خطرناک،کارهای خطرناک، شکلهای نامتعارف کار کودکان تقسیم میکند.1 در عرصه حقوق مخاصمات مسلحانه نیز بیشتر تلاشها و چالشها در این زمینه به بحث کودک سرباز معطوف شده و ناخواسته به مشکلات و خواستهای کودکان بعد اتمام جنگ کمتر توجه شده است.
جامعه جهانی تلاش میکند تا ابتدائا جان کودکان را بعنوان آسیب پذیرترین قشر گرفتار در جنگ حفظ نماید که در بسیاری از موارد قادر به انجام وظیفه بصورت مناسب نمیباشد بنابراین پر واضح است در خصوص کاریابی برای کودکان که در درجه دوم اهمیت قرار دارد چندان موفق ظاهر نگردد. نماينده ويژه دبيركل در مورد كودكان و مخاصمات مسلحانه در سال 1996 به دنبال توصيههاي مندرج در گزارش ماچل مجمع عمومي قطعنامه 77/51 را كه نمايندهاي را به مدت 3 سال مأمور ويژه دبيركل در مورد كودكان و مخاصمات مسلحانه انتخاب كرد[29]. دفتر اين امر در سال 1997 تأسيس و اولاً اوتونو بعنوان نماينده منصوب شد. آقاي اوتونو اقدامات خود را در امور ذيل تبيين كرد:
- شناساندن نيازهاي اساسي كودكان جنگ زده
- پيشنهاد ايدههاي مناسب در جهت حمايت از كودكان در جنگ
- تجميع عناصر اصلي و موثر داخل و خارج از ملل متحد.
- تعهد به مشوقهاي ديپلماتيك و بشردوستانه تا شرايط سخت سياسي را تسهيل كند.
از تاريخ شروع مأموريت ، نماينده ويژه موفق به قرار دادن موضوع كودكان و مخاصمات مسلحانه در يك سطح مطلوب قابل بحث در عرصه بينالملل شد[30]. نه تنها كودكان بعنوان قشر نيازمند به توجهات ويژه و حمايت بلكه به عنوان نقطه مجوي جريان برقراري صبح ، مباحث امنيتي بصورت كمي و بعد از پايان جنگ پذيرفته شده از نماينده دبيركل همچنين در مورد تعهد به حمايت از كودكان از هر دو طرف كشور و نيرهاي شورشي را در گزارش خود گنجانيده است. و پر واضح است كه اين اقدام وي بسيار حائز اهميت بوده كه نشان ميداد طرفهاي مختلفي تعهدات حقوق بشري و حقوق بشردوستانه را متعهد شدهاند، لكن بسياري از اين تعهدات از سوي دولتها تصديق نشدند.دولتها تا حد ممکن تلاش دارند تا از پذیرش تعهدات مضاعف خودداری نمایند لکن رشد و توسعه حقوق بینالملل از طریق پیوستن اصول و قواعد نوینی به عرف بینالملل2،ایجاد تعهدات عامالشمول3،و نیز احترام به قواعد آمره 4 ناگزیر از تبعیت و گردن نهادن به وضعیت موجود هستند. ملاحظات بشردوستانه و حقوق بینالملل بشردوستانه از جمله حیطههای مهم در این جریان هستند. برخی زمینهها از جمله آنچه در ذیل میآید نیازمند توجه خاص است که با توجه به ارتباط آن با زندگی پس از جنگ کودکان آن را در این قسمت به بحث مینشینیم:
· كودكان بنا به دلايل ذيل بيشترين آسيب پايداري را در قبال اين زمينها از حيث مجروحيت و كشته شدن دارند.
نزديكي به مركز انفجار از لحاظ كوچك بودن فيزيك بدني و كاهش ضريب نجات بخاطر از دست دادن خود بسيار در صورت انفجار
· كنجكاوي و تماي بسيار زياد كودكان به بازي با اشياي ناشناخته
· كودكان گاهي مجبور به كار جهت تأمين و كمك به مخارج خانواده هاي خود هستند .اعمالي نظير نگهداري از حيوانات ، جمع آوري آشغال ، جمع آوري سوخت ( هيزم ) آوردن آب كه گاهي در محلهاي آلوده به مين صورت ميگيرد.
· گاهي كودكان با دريافت مبلغ ناچيزي جهت جمع آوري مين براي فروش دوباره بكار گرفته مي شوند بدين ترتيب زندگي كودكان بوسيله آسيب هاي ناگواري كه به دليل قرار گرفتن در معرض مين ها ايجاد مي شود ممكن است از بين روند اشتغال و آينده كودكان و اقتصاد آنها بدليل معلوليت هاي حاصله از انفجار مين آسيب ديده و امكان ادامه تحصيل آنها و برخورداري از آموزش طبيعي از بين مي رود.
· نسبت به بسياري از كودكان بويژه دختران سرنوشت ازدواج ، تشكيل خانواده و يك زندگي با ثبات آنها با خطر مي افتد.
اين مشقات و رنجها با آسيب هاي عميق احساسي همراه مي گردد. در حاليكه جهت برخورد با اين معضلات بسيار ناچيز مي باشد. بسياري از كودكان فاقد مراقبت هاي پزشكي طولاني مدت جمعيت تسكيم جراحات خود مي باشند. خارج از شهرهاي بزرگ تعداد كلينيكهاي پزشكي بسيار ناچيز بوده و اين موجب عدم امكان حضور كودكان جهت انجام آزمايشات و معاينات پزشكي مي گردد. بدليل هزينه بسيار توانبخشي و مراقبت هاي پزشكي بويژه پروتز و اندام مصنوعي كه با توجه به رشد جسمي كودكان نياز به تعويض پي در پي دارد. مشكلات اين كودكان افزايش مي يابد.
· مين ها علاوه بر اثرات وسيع به زندگي فردي ، بر اقتصاد كشور به دليل آلودگي زمين ها و مزارع كشاورزش و مشكلات امثال مجدد مردم اثرات جبران ناپذير باقي مي گذارد. در كنار اين امر معلوليت نيروي كار و نياز به كمك موسسات امداد رساني و خيريه و افزايش هزينه هاي دولت را بايد در نظر گرفت. با وجود اين مسائل نيروهاي نظامي اعم از دولتي و غير دولتي همچنان به ايجادمناطق آلوده به مين ادامه مي دهند
آموزش کودکان از جمله آموزشهای پایه تحصیلی ومهارت آموزی را میتوان بعنوان پایههای اصلی اجتماعی کردن کودکان و بازگرداندن آنان به آغوش اجتماع نامید.1
1-see: child labor in developing countries;www.faqs.org/childhood/labor-develping.html
2-International custom
3-Erga omnes
4-jus cognes
ج: ایجاد سرپناه
ویرانیها و خرابیهای بجا مانده از جنگ که پیش از آن اغلب خانه و کاشانه مردم بوده است دیگر قابلیت اسکان ساکنان سابق خود را ندارد.کودکان با توجه به وضعیت جسمانیشان در خطر وقوع آسیبهای شدید قرار گرفته و ابتداییترین نیاز انسانی که عبارت از خوراک پوشاک و مسکن است برایشان تبدیل به یک آرزو میشد که با دستان کوچک و نحیفشان میبایست برای بدست آوردن آن به سخترین کارها دست زنند. همانگونه که پیشتر اشاره شد با توجه به ماهيت جنگهاي نوين و تعدد جنگهاي واقعي نسبت به جنگهاي بينالمللي ، ميزان آوارگان داخلي نسبت به سالهاي گذشته در دهه اخير افزايش يافته است.
آوارگان داخلي نسبت به پناهندگان با خطرات بيشتري مواجه هستند. دليل اين امر كنترل كامل دولت بر سرنوشت و حيات آنهاست. آنها ناخودآگاه در يك مخاصمه ناخواسته گرفتار ميشوند و يافتن سرپناه برايشان به معضل اصلي تبديل ميگردد.
با وجود اينكه مشكلاتي كه آوارگان داخلي با آن مواجهاند بسيار بغرنج است معمولاً جامعه بين المللي نسبت به حل و فصل آنها قصور ميكند. نظارت نهادهاي ملل متحد نسبت به اين امر تا زمانهاي نچندان دور بسيار كم و نامحسوس بوده و مداخله در امور مخاصمات داخلي حمايت كمك به آوارگان داخلي به ندرت صورت گرفته است.
حمايت و تأمين امنيت جامعه و خانواده ، كودكان بسيار آسيب پذير در برابر خطرات جنگ از جمله سربازگيري توسط نيروهاي نظامي ، تجاوز جنسي و بهرهكشي ، سوء تغذيه و بيماري خواهند بود . بعلاوه معمولاً گروههاي به مناطقي فرار ميكنند نه خارج از دسترس گروههاي امدادرسان سازمانهاي بشردوستانه و ملل متحد است . زماني كه اردوگاههاي آوارگان، تأسيس ميشود آنها معمولاً بسيار از نظر سازماندهي ضعيف و ناامن و امكانات بسيار ناچيز است.
د: بازگرداندن به آغوش خانواده
پروتكل دوم داراي قواعد مشابهي اما بصورت مختصر ، از قواعد حمايت از كودكان مندرج در پروتكل اول است تحت پروتكل دوم كودكان ميبايست تحت كمك و مراقبتهاي مورد نياز قرار گيرند[31]. بويژه كودكاني كه نياز به آموزش دارند، كودكاني كه نياز به بازگشت به جمع خانوادهشان دارند در حاليكه اكنون دور افتادهاند[32] ، و كودكاني كه ميبايست از منطقه جنگي به مناطق امن در همان كشور منتقل شوند[33]. قبل از انتقال و جابجايي كودكان ميبايست رضايت والدين يا سرپرستان آنها جلب شود. و نيز در اين مورد ميبايست با كساني كه مسئول سلامت و رفاه آنان است هماهنگيهاي لازم صورت گيرد. بعلاوه كودكاني كه بخاطر جرائم مربوط به مخاصمات مسلحانه تحت تعقيب قرار ميگيرند نميبايست به مجازات اعدام محكوم گردند. اين در صورتي است كه هنگام وقوع جرم اين افراد كمتر از 18 سال داشته باشند[34]. پروتكل اول 1977 الحاقي به كنوانسيونهاي ژنو مصوب 12، آگوست 1949 و مربوط به حمايت از قربانيان مخاصمات مسلحانه بينالمللي بعنوان سندی قابل اتکا در این زمینه دربند4 ماده 77 درحمايت از كودكان بازداشتی ویا زندانی اشعار میدارد:
در صورتي كه كودكان به هر عنوان دستيگر ، زنداني يا بازداشت شوند ميبايست در محلي جداي از بزرگسالان نگهداري شوند مگر اينكه به همراه خانواده همانند آنچه كه در بند 3 ماده 75 گفته شده بتوانند دوران بازداشت خود را سپري نمايند.
[1] - Unexpladed ordnance (UNO)
[2] - Landmine Reort 2009 : International campaign to Ban Land Mines 2009 www.ICBL.ORG
[3] - بر طبق اعلام موسسه بينالمللي ائتلاف براي منع مين هزينه پاكسازي يك منطقه آلوده به مين حدود 300 تا 1000 دلار ميباشد در حالي كه هزینه ايجاد آن بين 3 تا 30 دلار است.
[4] - Article 35(1).
[5] - Article 35(2).
[6] - Article 48.
[7] - معروف به كنوانسيون منع استفاده ، انبار ، توليد ، و صادرات مينهاي ضد نفر و انهدام آنها مصوب 1997 كه از اول مارس 1999 اجرائي شده است.
[8]- Article 2(3) protocol (11) Article 2 Ottawa treaty.
[9] - Land mine Report 2002, op. cit. at fn. 143.
[10] - See: cluster bombs and their use by the us in Afghanistan, Human Rights watch December 2002, vol . 14 no .7(G)
[11] - Article 48.
[12] - Article 51(a,b,c) .
[13] - (UN Doc. A/52/298, 27 . Aug97) Report of the panel of Government Experts on small Arms.
[14] - Article 78 (1)
[15] - Article 78 (3)
[16] - (Article 14)
[17] - (Article 17)
[18] - (Article 23)
[19] - (Article 24)
[20] - (Article 38(5))
[21] - (Article 24)
[22] - (Article 38(5))
[23] - (Article 51)
[24] - (Article 68)
[25] - (Article 76)
[26] - Children: the Invisible soldiers “Rochel Brett and Margaret Mccallin , Radda Banen . Save the children Sweden, 1998 at pg 153-156.
[27] - Disarmanent . Demobilization. Reintegration (DDR) .
[28] - see: Para 13 s/res/1460(2003) .
95-International Labor Organization
[29] - Para 35 , Resolution 51/77 Adopted by the General Assembly on 12 December 1996 (A/Res/51/77)
[30] - نماينده ويژه دبيركل در اين زمينه گزارشات سالانهاي را به مجمع عمومي و نيز كميسيون حقوق بشر ( شوراي حقوق بشر تقديم مي كند.)
[31] - Article 4(3)(a)
[32] - Article 4(3)(b)
[33] - Article 6(4)
[34] -Article 4 (3) (c)
Preamble of the UN charter